دکتر مرتضی اسلام زاده- رئیس کمیته دانشگاه و صنعت مجمع سراسری هیئت های امناء شهرک های صنعتی استان ها

فرزاد میلانی- دانشجوی دکترای فیزیک نظری دانشگاه پیام نور


نقش راهبردی فیزیک در صنعت


  تاریخچه پیدایش و گسترش فیزیک:

واژه فیزیک برگرفته شده از واژه باستانی یونانی Physis به معنای طبیعت و ماهیت است و فیلسوفان آسیای صغیر (در سده 700 قبل از میلاد) نخستین کسانی بودند که درباره طبیعت و ماهیت بنیادی Physis پرسش هایی را مطرح و به روش مشاهده و تفکر در مشاهده، استدلال می‌کردند. در این راستا می توان به ارشمیدس (متولد 287 قبل از میلاد)اشاره کرد که در زمینه استاتیک و هیدروستاتیک مطالعه می کرد.گالیله را می توان بنیانگذار روش نوین بررسی دستگاه‌های ساده به کمک اندازه گیری تجربی و تجزیه و تحلیل ریاضی دانست. هدف فیزیک، طرح مفاهیم و قوانینی است که ما را در درک جهان یاری می کند.


چرا فیزیکدانان در حاشیه اند؟! آیا توانسته‌ایم پل ارتباطی فیزیک و صنعت را برقرار کنیم؟

بارها این سوال مطرح شده است که چرا با وجود منابع عظیم موجود در کشور، نسل جوان ما همچنان از معضل بی کاری رنج می برد؟ چرا اغلب صنعت گران اعتمادی به دانشگاهیان ندارند و ترجیح می دهند از نیروهای ارزان و کم دردسرتر برای پیشبرد اهدافشان استفاده کنند؟ آیا صنعت بی نیاز از تحقیقات علمی است ؟ آیا کشورهای پیشرفته صنعتی جهان نیز مانند ما فکر می‌کنند؟

آنچه مسلم است، این است که تاکنون نتوانسته ایم ارتباط پویا و موثری بین صنعت و دانشگاه برقرار نماییم. تا جایی که عوامل متعددی در رشد بیکاری، رشد تورم و عدم ارتباط صنعت و دانشگاه در جامعه سهیم شده اند که اگر کمبود منابع مالی مورد نیاز برای ایجاد فرصت های شغلی مناسب و فقدان یک نظام جامع در دستگاههای دولتی ورفاه طلبی برخی از دانش آموختگان را کنار بگذاریم، می توان به موانعی همچون ضعف قوانین و مقررات موجود مثل عدم وجود متولی واقعی برای برقراری ارتباط بین صنعت و دانشگاه، اصرار بر روشهای منسوخ و ناکارآمد، بوروکراسی اداری، عدم تشکیل جلسات مشترک با هدف تفاهم و اعتمادسازی، کمبود مسائل انگیزشی و وارداتی بودن صنعت و دانشگاه، و تقاضامحورنبودن طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها، عدم کارایی دوره کار آموزی، ناکافی بودن بازدیدهای اساتید و دانشجویان از صنایع و عدم تناسب رشته ها و دروس ارائه شده در دانشگاه ها با نیاز صنایع اشاره کرد.

بنابراین اگر، در رفع موانع فوق، عزم جدی به وجود نیاید و برنامه ریزی جدی صورت نگیرد، در آینده از ثمرات ارتباط صنعت و دانشگاه در جهت پویایی اقتصاد، فناوری های جدید و ... بی نصیب خواهیم بود. درحالی که کشورهای پیشرفته صنعتی جهان مدت هاست که این امر را پذیرفته و در حل آن تلاش نموده اند؛ صنعتگران باید بپذیرند که در کنار دانشگاه قادر به جذب صحیح فناوری خواهند بود و دانشگاهیان نیز باید باور کنند که امروز می‌بایست دانه فناوری را بکارند تا فردا بتوانند نتیجه و ثمره آن یعنی صنعت را درو نمایند


ارائه راهکارهایی جهت ارتباط صنعت و دانشگاه:

ارتباط میان صنعت و دانشگاه ها در چهار حوزه اصلی تحقیقات پايه‌ای، تحقیقات مشارکتی، انتقال دانش و انتقال تکنولوژی انجام می‌شود. در راستای ارتباط صنعت با دانشگاه، می‌توان چهار طرح معروف را پیشنهاد داد:


1-   اینترنشیپ: ارتباط کوتاه مدت سه جانبه بین دانشجویان، اعضای هیات علمی دانشگاه و متخصصان بخش صنعت،

2-   اکسترنشیپ: یک دوره یک روزه تا یک ماهه است که با دریافت هزینه از دانشجویان به ایشان اجازه داده می شود تا حرفه های مختلف را از  نزدیک مشاهده نموده و با دید بازتری به انتخاب شغل آینده خویش بپردازند.

3-   طرح کارآموزی: بخشی از یک کلاس دانشگاهی محسوب می شود و دانشجو به صورت موقتی در یکی از بخش های صنعت مرتبط با رشته خود، به فعالیت می‌پردازد تا درک بهتر و عمیق تری نسبت به تئوری های گفته شده بیابد.

4-   كو-آپ: که به گونه ای برنامه ریزی می شودکه دانشجوی مقطع کارشناسی پنج ترم تحصیلی خویش را به صورت تمام وقت در صنعت به کار وکسب و تجربه بپردازد. این ترم ها به ترم کاری معروفند.

4- چرا فیزیک؟ نیاز حضور فیزیک در صنعت و نقش راهبردی آن چیست؟

الف)با توجه به نقاط ضعف و قوت موجود در صنایع و با توجه به مرحله‌ی دوم هدفمندی یارانه‌ها که به زودی انجام خواهد شد و افزایش قیمتی که در حامل‌های انرژی صورت خواهد گرفت، عرصه رقابت قیمت و سهم بازار در مقابل کالاها از بین خواهد رفت. در این شرایط، نقش راهبردی فیزیک در صنعت، بهینه سازی، بهره وری و جایگزینی انرژی‌های فسیلی با انرژی های نوین و اقلیمی به ویژه انرژی های پاک، انرژی پلاسما و ابررساناها، لیزر و فنون هسته ای و غیره خواهد بود.

ب)با توجه به افزایش جامعه مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری، طبق آخرین آمار و نمودارهای انتشار یافته، و قرار گرفتن گروه آموزشی علوم پایه در رتبه سوم( در تعداد دانشجویان و اعضای هیات علمی (با در نظر نگرفتن گروه علوم پزشکی) ) می بایست جایگاه علوم پایه بالاخص فیزیک را در صنعت بهبود بخشید.

 

زیرا اگر اثرگذاری رشته ای همچون فیزیک را در صنعت ارتقاء دهیم، می‌توانیم در طراحی و ساخت دستگاه‌های لیزر و هسته‌ای مورد نیاز در پزشکی و صنایع مادر، تولید انرژی های نوین پاک، پلاسما و ابررسانای جایگزین سوخت های فسیلی، صنایع هوافضا و صنایع خودروسازی، طراحی و ساخت لوازم ورزشی و تجهیزات مورد نیاز در صنعت ساختمان سازی، تاسیسات حرارتی، الکتریکی و الکترونیکی، صنایع رباتیک و مکاترونیک، کشاورزی و هواشناسی و حتی صنایع گداخت، پلاسما، جوشکاری و برش و در یک کلام هر آنچه را که می توان تصور کرد از کوچکترین ابعاد (ابعاد پلانک) تا بزرگترین ابعاد (ابعاد کیهان) به نحوی که قوانین فیزیک بر آن حاکم باشد، بسیار پر رنگ تر از امروز عمل نمود. به جرات می توان گفت در هر صنعتی که متخصصین فیزیک پای گذاشته‌اند همگان به متبلور شدن آن صنعت اقرار نموده اند.

ج)علاوه بر این، اقتصاد بعد از توافق هسته ای، عرصه رقابت با کالاهای خارجی است. پس می بایست به دنبال یک تفکر استراتژیک به نام فرصت باشیم. فرصت یعنی هر آنچه که باعث فروش بیشترگردد که شامل چهار محوراصلی است:


1-    کاهش هزینه: یعنی ارائه پارامترهایی برای کاهش هزینه تولید

2-    افزایش کیفیت: جزء لاینفک فروش بازارهای داخل و خارج و قابل رقابت با برند های معروف جهان.

3-    کاهش قیمت:

4-    سهم بازار:

 در این راستا فیزیک، با مطالعات میدانی در زمینه انرژی، می تواند نقش به سزایی در کاهش هزینه داشته باشد. گرچه این امر صحیح است که به کارگیری فیزیک و صنایع های تک ممکن است در بدو امر هزینه بر باشند اما همگان بر این امر واقفند که هیچ سوددهی‌ بدون سرمایه گذاری میسرنیست. بنابراین چنین سرمایه گذاری هایی اگر در یک کارگروه تخصصی با مطالعات و محاسبات فیزیکی نیز همراه گردد، مطمئنا با افزایش کیفیت، توان رقابتی خود را با بازارهای جهانی افزایش داده و خوش بازده خواهد شد. در نهایت صنعتگر با کاهش هزینه تمام شده خود در حالی که دارای کالایی با کیفیت تر نیز هست می تواند با کاهش قیمت محصول سهم بازار را به خود اختصاص داده و برنده میدان باشد.

5-   نتیجه گیری:

با توجه به موارد ذکر شده می توان دریافت که نقش فیزیک در صنعت ایران چقدر حیاتی است و بدون توجه به برنامه ریزی راهبردی و عملیاتی برای حضور بیشتر فیزیک در صنایع کشور، صنعت با مشکلات فراوانی روبرو خواهد شد. ایجاد زیرساخت‌های لازم برای حضور فیزیکدانان در صنایع و ارتباط نزدیک تر صنعتگر با فیزیکدان بدون حضور راهکارهای تسهیل کننده قانونی و پایدار از جانب دولت در ایجاد ارتباط دانشگاه و صنعت میسر نمی باشد. در این راستا می بایست پایان نامه های دوره های تحصیلات تکمیلی را تقاضا محور تر با صنعت نمود و موانع مطرح شده در بخش دوم این مقاله را مرتفع کرد و با ایجاد تغییراتی در واحدهای درسی و ارائه دروس کاربردی تر و غیره دانشجویان را بیش از پیش با صنعت و نیازهای آن آشنا کرد. اعتماد صنعتگران به ایشان و در نتیجه اعتماد جامعه به صنعتگران را بازگردانید و تورم و بیکاری را کنترل نمود.